«مامان، زیر تختم یکی هست…»
چراغ را روشن میکنید، زیر تخت را نشانش میدهید و میگویید: «ببین، هیچکس نیست!» اما چند دقیقه بعد دوباره صدایتان میکند.
یا شاید کافی باشد جاروبرقی روشن شود، وارد مطب پزشک شوید یا موقع رفتن به مهد دستش را رها کنید تا ناگهان گریه کند و خودش را به شما بچسباند.
اگر چنین موقعیتهایی را تجربه کردهاید، احتمالاً یک سؤال مهم دارید:

این ترس طبیعی است یا باید نگران شوم؟
بسیاری از ترسهای دوران کودکی بخشی از روند طبیعی رشد هستند. ترس از غریبهها و جدایی در سنین پایین، ترس از تاریکی و موجودات خیالی در سالهای پیشدبستانی و نگرانی درباره آسیب یا اتفاقهای واقعی در سنین بالاتر میتوانند در مسیر رشد کودک دیده شوند.
نکته مهم فقط این نیست که کودک «از چه چیزی میترسد»؛ شدت ترس، مدت ادامه آن و تأثیری که بر زندگی روزمره کودک میگذارد نیز اهمیت دارد.
در این راهنما میخواهیم ببینیم کودکان در سنین مختلف معمولاً از چه چیزهایی میترسند، هنگام ترس چه جملههایی به آنها کمک میکند و چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم.
خلاصه برای والدین: ترسهایی مثل تاریکی، جدایی، غریبهها، حیوانات یا صداهای بلند در بسیاری از کودکان دیده میشوند. بهجای مسخره کردن، نادیده گرفتن یا مجبور کردن کودک، احساسش را بپذیرید و کمک کنید قدمبهقدم با موقعیت روبهرو شود. اگر ترس شدید، مداوم یا مختلکننده زندگی روزمره شده است، ارزیابی تخصصی میتواند کمککننده باشد.

ترسهای رایج کودکان در سنین مختلف
قبل از دیدن جدول یک نکته مهم را فراموش نکنید:
هیچ تقویم دقیقی برای ترسهای کودکان وجود ندارد.
ممکن است یک کودک سهساله از تاریکی بترسد و کودک دیگری در همان سن اصلاً چنین ترسی نداشته باشد. خلقوخو، تجربههای قبلی، محیط خانواده و سرعت رشد کودک میتوانند روی نوع و شدت ترس اثر بگذارند.
| سن تقریبی | ترسهایی که ممکن است دیده شوند | چه کمکی میتوان کرد؟ |
|---|---|---|
| زیر ۱ سال | صداهای ناگهانی، افراد ناآشنا، دور شدن مراقب | حضور آرام، در آغوش گرفتن و ایجاد محیط قابل پیشبینی |
| ۱ تا ۲ سال | جدایی از والدین، غریبهها، برخی حیوانات یا صداها | خداحافظی کوتاه و روشن، روتین ثابت و فرصت آشنایی تدریجی |
| ۲ تا ۳ سال | تاریکی، صداهای عجیب، ماسکها، بعضی موقعیتهای ناآشنا | توضیح ساده، چراغخواب ملایم، بازی و همراهی |
| ۳ تا ۵ سال | موجودات خیالی، تاریکی، پزشک، آمپول، جدایی و ورود به مهد | قصه، بازی نمایشی، آمادگی قبلی و مواجهه تدریجی |
| ۵ تا ۶ سال | آسیب دیدن، گم شدن، اتفاقهای واقعی و قضاوت دیگران | گفتوگو، آموزش مهارتهای ایمنی و تقویت احساس توانمندی |
این سنها تقریبیاند و همپوشانی بین آنها کاملاً طبیعی است.
چرا کودکان میترسند؟
برای ما صدای جاروبرقی فقط صدای یک وسیله خانگی است؛ برای کودکی که هنوز نمیداند این صدای بلند دقیقاً از کجا میآید، ماجرا متفاوت است.
ترس کودکان معمولاً یک علت واحد ندارد.
۱. دنیا هنوز برای کودک ناشناخته است
کودک تجربه ما را ندارد. رعدوبرق، صدای مخلوطکن، یک سگ بزرگ یا حتی فردی با ظاهر ناآشنا میتواند برای او غیرقابل پیشبینی باشد.
مغز کودک ابتدا باید یاد بگیرد کدام موقعیت واقعاً خطرناک است و کدام فقط جدید یا ناآشناست.
۲. تخیل کودک از قدرت استدلالش جلوتر است
در سالهای پیشدبستانی، تخیل با سرعت زیادی رشد میکند.
یک لباس آویزان پشت در، سایه پرده یا صدایی از اتاق دیگر ممکن است در ذهن کودک به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شود.
به همین دلیل گفتنِ «هیولا که وجود ندارد!» همیشه مشکل را حل نمیکند. شما با منطق بزرگسالانه به موضوع نگاه میکنید، اما کودک هنوز دنیا را دقیقاً مثل شما تفسیر نمیکند.
۳. جدایی میتواند احساس امنیت را به چالش بکشد
وابستگی به والد یا مراقب اصلی در سالهای ابتدایی زندگی طبیعی است.
به همین دلیل رفتن مادر یا پدر، ورود به محیط جدید یا شروع مهدکودک ممکن است برای بعضی کودکان با گریه و نگرانی همراه باشد.
۴. کودکان از رفتار ما هم یاد میگیرند
فرض کنید مادر با دیدن یک حشره جیغ میزند و سریع از اتاق خارج میشود.
کودک فقط حشره را ندیده؛ واکنش مادر را هم دیده است.
او ممکن است از این رفتار نتیجه بگیرد: «این موجود خطرناک است.»
۵. خلقوخوی کودکان با هم متفاوت است
بعضی بچهها خیلی سریع وارد محیط جدید میشوند و بعضی ترجیح میدهند ابتدا چند دقیقه از کنار مادر یا پدر محیط را تماشا کنند.
این تفاوت لزوماً نشانه ضعف یا مشکل نیست.

ترس طبیعی، اضطراب و فوبیا چه تفاوتی دارند؟
این سه اصطلاح گاهی بهجای یکدیگر استفاده میشوند، اما دقیقاً یکسان نیستند.
ترس معمولاً در واکنش به یک محرک یا موقعیت مشخص ایجاد میشود؛ مثلاً کودک با دیدن سگ بزرگی میترسد.
اضطراب میتواند بیشتر شکل نگرانی و انتظار یک اتفاق ناخوشایند را داشته باشد؛ مثلاً کودک از شب قبل نگران رفتن به مهد باشد.
فوبیا ترسی شدید و پایدار از یک موقعیت یا موضوع مشخص است که میتواند باعث اجتناب قابل توجه شود و زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار دهد.
تشخیص اختلال اضطرابی یا فوبیا کار متخصص است و نباید صرفاً با دیدن یک یا دو رفتار، به کودک برچسب زد.
ترس کودک از تاریکی؛ چرا شب همهچیز ترسناکتر میشود؟
ترس از تاریکی یکی از شناختهشدهترین ترسهای دوران کودکی است.
وقتی چراغ خاموش میشود، اطلاعات بصری کودک کم میشود؛ اما تخیل او همچنان فعال است. حالا یک سایه ساده روی دیوار میتواند معنای دیگری پیدا کند.
اگر کودک از تاریکی میترسد:
- ترسش را مسخره نکنید.
- قبل از خواب اتاق را همراهش بررسی کنید.
- یک روتین آرام و قابل پیشبینی برای خواب داشته باشید.
- در صورت نیاز از چراغخواب ملایم استفاده کنید.
- با بازی، قصه و فعالیتهای ساده، تجربههای مثبتی از محیط کمنور ایجاد کنید.
مثلاً میتوانید عصرها بازی «کارآگاه چراغقوه» داشته باشید و با چراغقوه دنبال یک عروسک پنهانشده بگردید.
در این حالت تاریکی فقط «چیزی ترسناک» نیست؛ کمکم به محیطی تبدیل میشود که کودک میتواند آن را تجربه و مدیریت کند.
ترس کودک از غریبهها؛ مجبورش نکنید بغل کند یا ببوسد
گاهی والدین از این موضوع خجالت میکشند:
«چرا سلام نمیکنی؟»
«خاله است، برو بغلش کن.»
اما کودک ممکن است برای نزدیک شدن به فردی که کمتر میشناسد به زمان نیاز داشته باشد.
اجازه دهید ابتدا از فاصلهای که برایش امن است فرد جدید را ببیند. وقتی رفتار آرام شما را مشاهده کند و کمی با محیط آشنا شود، ممکن است خودش بهتدریج نزدیک شود.
اجبار به بوسیدن، بغل کردن یا تعامل فیزیکی راه مناسبی برای از بین بردن ترس نیست.

ترس کودک از مهدکودک و جدا شدن از والدین
شروع مهدکودک برای بعضی کودکان ساده است و برای بعضی دیگر نه.
محیط جدید، مربی جدید، کودکان ناآشنا و مهمتر از همه جدا شدن موقت از والد میتواند برای کودک چالشبرانگیز باشد.
یکی از اشتباههای رایج این است که والد برای جلوگیری از گریه کودک، بدون خداحافظی از محیط خارج شود.
کودک باید بهتدریج یاد بگیرد:
مامان یا بابا میروند، اما دوباره برمیگردند.
یک خداحافظی کوتاه، آرام و قابل پیشبینی معمولاً بهتر از خداحافظیهای طولانی و چندباره است.
مثلاً:
«من الان میرم. تو با مربی و دوستات بازی میکنی و بعد از ناهار میام دنبالت.»
و وقتی قولی درباره زمان برگشت میدهید، تا حد امکان به همان الگو پایبند بمانید.
در رابطه با اضطراب جدایی کودک بیشتر بخوانید.
وقتی کودک میترسد، این ۴ کار را انجام دهید
۱. اول احساسش را ببینید؛ بعد راهحل بدهید
وقتی کودک وحشتزده است، زمان سخنرانی منطقی نیست.
بهجای:
«چیزی نیست، چرا میترسی؟»
بگویید:
«صدای خیلی بلندی بود و ترسیدی. من کنارت هستم.»
این جمله به معنی تأیید وجود خطر نیست؛ شما فقط احساسی را که کودک تجربه کرده به رسمیت میشناسید.
۲. خودتان آرام بمانید
کودک برای ارزیابی موقعیت، رفتار بزرگسالان را هم میبیند.
صدای آرام، حرکات قابل پیشبینی و حضور مطمئن شما میتواند به او پیام بدهد که موقعیت قابل مدیریت است.
۳. از بازی و قصه استفاده کنید
برای کودکان خردسال، بازی فقط سرگرمی نیست؛ یکی از راههای تجربه و پردازش اتفاقهای دشوار است.
اگر کودک از پزشک میترسد، قبل از مراجعه با یک ست اسباببازی پزشکی بازی کنید.
عروسک بیمار شود، کودک پزشک باشد و شما همراه بیمار.
حالا اتفاقی که قبلاً ناشناخته بود، کمی قابل پیشبینیتر شده است.
۴. انتخابهای کوچک به کودک بدهید
ترس اغلب با احساس نداشتن کنترل همراه است.
به کودک حق انتخاب محدود بدهید:
«دوست داری چراغخواب روشن باشد یا در اتاق کمی باز بماند؟»
یا:
«اول خودت وارد مطب میشی یا دست منو میگیری با هم بریم؟»
انتخاب محدود، بدون اینکه تصمیم اصلی را به کودک واگذار کند، میتواند احساس مشارکت و کنترل بیشتری ایجاد کند.

وقتی کودک میترسد چه بگوییم و چه نگوییم؟
گاهی یک جمله ساده میتواند احساس امنیت ایجاد کند و یک جمله دیگر، ناخواسته ترس و شرم را بیشتر کند.
| بهتر است نگوییم | بهتر است بگوییم |
|---|---|
| «این که ترس نداره!» | «میبینم که ترسیدی. من کنارت هستم.» |
| «بچه بزرگ که گریه نمیکنه.» | «اشکالی نداره بترسی؛ با هم امتحانش میکنیم.» |
| «همه دارن بهت میخندن.» | «لازم نیست عجله کنی؛ قدمبهقدم جلو میریم.» |
| «اگر نخوابی لولو میاد!» | «اینجا امنه و من نزدیکتم.» |
| «ببین دوستت اصلاً نمیترسه!» | «آدمها با هم فرق دارن. هر وقت آماده شدی امتحان میکنیم.» |
هدف این نیست که به کودک بگوییم «هر چیزی که از آن میترسی واقعاً خطرناک است».
هدف این است که بگوییم:
«احساست را میبینم و برای مدیریت کردنش کنارت هستم.»
آیا باید کودک را مجبور کنیم با ترسش روبهرو شود؟
معمولاً مجبور کردن ناگهانی کودک به قرار گرفتن در موقعیتی که بهشدت از آن میترسد، راه مناسبی نیست.
در مقابل، مواجهه تدریجی و متناسب با توان کودک میتواند کمککننده باشد.
فرض کنید کودک از سگ میترسد.
قرار نیست دست او را بگیرید و ناگهان کنار یک سگ بزرگ ببرید تا «ترسش بریزد».
میتوانید مسیر را کوچکتر کنید:
- ابتدا عکس سگ را ببینید.
- با عروسک سگ بازی کنید.
- از فاصله زیاد یک سگ آرام را تماشا کنید.
- اگر کودک آمادگی داشت، کمی نزدیکتر شوید.
- تماس مستقیم فقط زمانی انجام شود که شرایط ایمن باشد و کودک برای آن آمادگی نشان دهد.
هدف این نیست که کودک دیگر هیچ ترسی احساس نکند.
هدف مهمتر این است که کمکم تجربه کند:
«میترسم، اما میتوانم با کمک و تمرین از پسش بربیایم.»
مهدکودک چه نقشی در کاهش ترس کودک دارد؟
یک محیط آموزشی مناسب میتواند فرصتی برای تمرین استقلال و تنظیم هیجان باشد.
کودک بهتدریج تجربه میکند که چند ساعت از والدین جدا باشد، با بزرگسالان قابل اعتماد دیگری ارتباط برقرار کند، وارد گروه شود، مسئلههای کوچک را حل کند و دوباره والدینش را ببیند.
سه ویژگی در این مسیر اهمیت زیادی دارند:
برنامه روزانه قابل پیشبینی
وقتی کودک بداند بعد از صبحانه چه اتفاقی میافتد، زمان بازی چه موقع است و والد چه زمانی برمیگردد، بخش مهمی از ناشناختههای محیط کم میشود.
مربی پاسخگو و آرام
مربیای که ترس کودک را مسخره نکند و در عین حال تمام موقعیتهای جدید را هم از مسیر او حذف نکند، میتواند به کودک کمک کند تجربههای تازه را قدمبهقدم پشت سر بگذارد.
بازی، قصه و تجربههای گروهی
قصهگویی، بازی نمایشی، فعالیتهای گروهی و حل مسئله فرصتهایی ایجاد میکنند که کودک احساسات مختلف را در محیطی امن تجربه کند.
در مهدکودک ماه و ستاره نیز هدف این است که کودک فرصت داشته باشد بهتدریج با محیط، مربی و گروه همسالان ارتباط برقرار کند؛ زیرا برای ما رشد هیجانی و اجتماعی کودک در کنار آموزش اهمیت دارد.
مقاله آمادگی کودک برای مهدکودک اینجاس
چه زمانی ترس کودک نیاز به توجه بیشتری دارد؟
این سؤال را بهتر است فقط با تقویم پاسخ ندهیم.
مهمتر از اینکه ترس دقیقاً چند هفته یا چند ماه ادامه داشته، این است که ببینیم چه اندازه روی زندگی کودک اثر گذاشته است.
بهتر است با پزشک یا روانشناس کودک مشورت کنید اگر:
- ترس بسیار شدید است یا مرتب تشدید میشود.
- کودک بهدلیل ترس از فعالیتهای عادی متناسب با سنش اجتناب میکند.
- ترس بهطور قابل توجهی خواب، غذا خوردن، بازی یا حضور در مهد و مدرسه را مختل کرده است.
- نگرانیها بخش بزرگی از روز کودک را درگیر میکنند.
- علائم جسمانی مرتبط با اضطراب بهطور مکرر دیده میشوند.
- کودک برای جلوگیری از مواجهه با ترس، دامنه فعالیتهایش را مرتب محدودتر میکند.
- ترس با حمایت و گذشت زمان کاهش پیدا نمیکند یا باعث پریشانی قابل توجه کودک و خانواده شده است.
وجود یکی از این موارد بهتنهایی به معنی وجود اختلال روانشناختی نیست.
تشخیص اختلال اضطرابی، فوبیا یا سایر مشکلات روانشناختی باید توسط متخصص واجد صلاحیت انجام شود.
سؤالات متداول درباره ترس کودکان
آیا ترس کودکان طبیعی است؟
بله. بسیاری از ترسها در دورههایی از رشد کودک طبیعیاند. نوع ترس با سن و تجربه کودک تغییر میکند. زمانی باید توجه بیشتری نشان داد که ترس شدید یا پایدار باشد و فعالیتهای روزمره کودک را مختل کند.
ترس کودک از تاریکی تا چه سنی طبیعی است؟
ترس از تاریکی در سالهای کودکی، بهویژه دوره پیشدبستانی، شایع است و معمولاً با رشد شناختی و تجربه بیشتر کاهش پیدا میکند. برای همه کودکان سن مشخص و یکسانی برای پایان آن وجود ندارد.
آیا باید کودک را مجبور کنیم با چیزی که از آن میترسد روبهرو شود؟
خیر؛ مواجهه ناگهانی و اجباری میتواند فشار زیادی ایجاد کند. بهتر است کودک بهصورت تدریجی، در شرایط ایمن و با حمایت بزرگسال با موقعیت ترسناک روبهرو شود.
آیا خوابیدن کودک با چراغخواب اشکال دارد؟
یک چراغخواب ملایم میتواند برای کودکی که از تاریکی میترسد به ایجاد احساس آرامش کمک کند. بهتر است محیط خواب همچنان آرام و تا حد امکان کمنور باقی بماند.
برای ترس کودک از مهدکودک چه کنیم؟
محیط مهد را از قبل برای کودک قابل پیشبینی کنید، خداحافظی کوتاه و روشن داشته باشید و بدون اطلاع کودک محیط را ترک نکنید. ایجاد رابطه امن با مربی و داشتن روتین ثابت نیز میتواند سازگاری را آسانتر کند.
چرا کودک من از غریبهها میترسد؟
احتیاط در برابر افراد ناآشنا در سالهای ابتدایی رشد میتواند طبیعی باشد. کودک را مجبور به بغل کردن یا بوسیدن افراد نکنید و اجازه دهید با حفظ فاصلهای که برایش راحت است، بهتدریج با فرد جدید آشنا شود.
یک نکته مهم برای والدین
قرار نیست کودکی تربیت کنیم که هیچوقت نترسد.
ترس یکی از احساسات طبیعی انسان است.
آنچه کودک باید یاد بگیرد این است که وقتی میترسد، چگونه احساسش را بشناسد، از یک بزرگسال قابل اعتماد کمک بگیرد و بهتدریج با موقعیت روبهرو شود.
گاهی بهترین جملهای که میتوانیم به کودک بگوییم همین است:
«میدونم ترسیدی؛ من کنارت هستم. عجله نمیکنیم و با هم امتحانش میکنیم.»
همین تجربههای کوچک میتوانند به کودک کمک کنند احساس توانمندی بیشتری پیدا کند.
محیط امن، فرصتی برای رشد
اگر قرار است کودک چند ساعت از روز را دور از خانواده بگذراند، احساس امنیت و رابطه او با مربی به اندازه برنامههای آموزشی اهمیت دارد.
اگر دوست دارید با فضای آموزشی، برنامهها و مربیان مهدکودک ماه و ستاره آشنا شوید، میتوانید برای بازدید حضوری هماهنگ کنید و محیط مهد را از نزدیک ببینید.
محیط امن و آرام مهدکودک ماه و ستاره را از نزدیک ببینید.


